به هر حال امدم. مدتی است در باره دینداری ایرانیان فکر می کنم و با مردم صحبت می کردم حقا به این نتیجه رسیدم چرا دین داری مردم اینقدر مصلحت گرایانه است و بویی از دینداری محققانه نیست
واقعا چرا؟
۱-لکنت و تردید اقای ابطحی قابل لمس بود
۲-فشار عصبی که بر این افراد وارد بود کاملا قابل لمس بود
۳-اشتباهات طرفداران دولت کاملا پیدا بود
و در اخر پروژه خود زنی رایحه خوش خدمت در حال تکمیل است
ولیکن ایا مهمتر از این سنت در اسلام نبود ؟
ایا این قدر که به این مراسم بها می دهند به دیگر ارزشهای اسلامی که مهمتر از این است بها می دهند؟
ایا صداقت و دوستی و کمک به جوانان برای ازدواج هم به اندازه این مهم نیستند؟
ایا متشرعینی که خوب به این مراسم اهمیت می دهند به ارزشهای دیگر به اندازه این اهمیت می دهند؟
حاشا و کلا
چقدر ما جاهای چیزها را با هم اشتباه گرفته ایم
انتخابات ایران با تمام ابهامات تیره و تار ان به اتمام رسید.
ان چه که به بار امد مقاصد نا زیبای مجرییان وناظران ان بودکه جز تردید و شک چیز بیشتری برای افکار
عمومی به بار نیاوردو نشان داد ملت ما سالها با دموکراسی فاصله دارد و ما باید برای ایجاد دموکراسی
راهی غیر انتخابات را طی کنیم ماباید در دیانت ورزی خودمان تجدید نطر جدی کنیم
چه شد که ا ین گوهر مفقود شده و همه ما مردمان بدون هیچ محدوده ای هر چه بخواهیم بگوییم و دیگران را به این امر تشویق کنیم وااسفاه
اگر واقعا احمدی نژاد رای اورد باید نگران جامعه ضد اخلاقی بود و نشان بی کارامدگی شعایر دینی و اخلاقی و انسانی را دارد
مجاهدین می ترسند و در تمامی حرفهای خود ابای از
پنهان کردن این ترس ندارند؟
ایا فقط موتلفه و... احزاب راستی حق حیات دارند؟
نطر شما چیست؟؟؟
۱-توهین به ارکان نظام بودن استناد حقوقی و قضایی
۲-ماهیت تمامت خواهی یک عده اکثریت خواه را زیر سوال برد
۳-رقابت تخریبانه یک عده تمامیت خواه
به قول دوستی که می گفت ما از دموکراسی فقط صندوق رای ان را گرفتیم فقط
مهم چیزهای دیگری هم در این بین است.
رای دادن ده درصد دموکراسی است